روایت کرامات بابا
((شهیدی که خودش خبر شهادتش و محل دفنش رو اعلام کرد ))
شب شهادت شهید باقری من خونم ایلام بودم همان شب درعالم رویا خواب دیدم که شهید باقری داخل تابوت با پرچم پوشیده شده درست در همین نقطهای که الان دفن شده داخل تابوت رو کمر دراز کشیده بهش گفتم اقای باقری چرا اینجا چراداخل تابوت دراز کشیدی قبرستان چیکار میکنی در عالم رویا گفت بهم اقای منصوری مگه شما خبر نداری من شهید شدم و اینجا محل دفن من هست گفتم نه من خبر نداشتم گفت آره من شهید شدم گفتم الان چیزی نمیخوای گفت نه فقط خیلی بدنم درد میکنه و هم تشنه هستم و هم گرسنه بعد من صبح از خواب بیدار شدم گفتم خانم من امشب اقای باقری همسایمون رو در عالم رویا دیدم که شهید شده وحتی محل دفنش هم بهم نشون داده و گفت آیا خبر داری من شهید شدم داخل تابوت پرچم کشیده بود خانمم گفت خیر هست انشاالله اقای باقری خیلی آدم پاکی هست شهادت نصیبش بشه من دیگه رفتم سره کار بعد ساعت ۱۱ شب خونه پدرم که اسمان اباد بود بهم زنگ زدن گفتن اقای باقری دیشب شهید شده من داستان خواب رو براشون توضیح دادم و روز تشییع دیدم همون نقطه قبر شهید رو آماده کردن واقعا شهید باقری آدم بسیار پاکی بود روحش شاد( راوی علی میر منصوری همسایه و فامیل)
خطا: فرم تماس پیدا نشد.